سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم
روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم
روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم
تازیانه چو عدو بر سر و رویم میزد
نا امید از همه کس روی به زینب(س) کردم

نا امید از همه کس روی به زینب(س) کردم

۱
۰۷ آذر ۹۳ ، ۰۹:۰۲
برای حضرت یعقوب فقط یک پیراهن خونی آوردند ..
وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ یَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ
و از آنان کناره گرفت و گفت : دریغا بر یوسف! و در حالی که از غصه لبریز بود از اندوه چشمانش سپید شد..
چشمانش سپید شد.. (مصحف شریف/سوره یوسف/آیه84)
چه کند امام سجاد (ع) با 18 پیکر خونی ..؟!! سرهای بر نیزه..؟!
+استادی داشتیم میگفتند دین ما را ببینید : امام مبتلا میشود، ماموم مستفیض میگردد!
یا زین العابدین! ادرکنی ..